اليعقوبي ( مترجم : آيتى )

3

البلدان ( فارسى )

يابد كه آن را در ضمن اين كتاب نياورده باشيم ، ما را قصد احاطهء به همه چيز نبوده است . و حكيم گفته است : دانش پژوهى من نه از آن است كه طمع دارم بكران آن برسم و بر پايان آن دست يابم ، ليكن تا آنچه را ندانستن آن نارواست و خردمند را خلاف آن شايسته نيست ، بشناسم . و نامهاى كشورها و استانها و ناحيه‌ها « 1 » را ذكر كردم و همچنين آنچه را در هر كشورى است از شهرها و اقليمها و ناحيه‌ها و هر كه از قبايل عرب و طوايف عجم در آن سكونت گزيده و بر آن غالب است ، و در آنجا سرورى دارد ؛ و نيز مسافت ميان سرزمينها و شهرها و آنكه از فرماندهان سپاهيان اسلام ، كه آن‌جا را گشوده است ، و تاريخ آن كه در چه سال و چه وقتى بوده است ؛ و مبلغ خراج آن و دشت و كوهستان آن و بيابان و درياى آن و هواى آن در شدت گرمى و سرديش ؛ و آبهاى آن و آب آشاميدنى آن .

--> ( 1 ) مؤلف در اينجا كلمهء « مصر » را تقريبا به معنى « كشور » استعمال كرده ، چه اندكى بعد مىگويد كه شهرها و اقليمها و ناحيه‌هاى هر مصرى را هم ذكر كرديم ، و كلمهء « جند » تقريبا همان « استان » فارسى است ، و كلمهء « كوره » را هم در لغت بمعنى « ناحيه » گفته‌اند . البته اگر خوف تكرار نبود آن را هم به استان ترجمه مىكرديم ، چه مسعودى مىگويد : كوره در لغت پارسيان استان ناميده مىشود ( ر . ك . التنبيه و الاشراف ، ص 36 ) .